عطا ملك جوينى

154

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

ملوك اسلام به صد هزار « 1 » دينار خواستند كه باز خرند نفروختند و بعد از بيست و پنج « 2 » سال بكوفه آوردند و در جامع كوفه بينداختند و خطّى نوشته با آن بنهادند كه ما اين سنگ را بفرمانى « 3 » برده بوديم بفرمانى « 4 » باز آورديم ، و اهل اسلام « 5 » حجر با مكّه بردند و بجاى خود بنهادند ، [ ذكر خلافت مهدى فاطمى ] و در اثناى فتنهء قرامطه « 6 » شخصى از دعاة « 7 » اسماعيليان از فرزندان عبد اللّه بن ميمون قدّاح بولايت كوفه و عراق آمد و پسرى با او بود و گفت من داعى امامم و ظهور امام نزديكست و شخصى بلقاسم « 8 » حوشب 28 « 9 » نام را « 10 » بيمن فرستاد تا دعوت كند و او را فرمود كه داعيان به اطراف فرستد ، و اين بلقاسم را بيمن كارهاى « 11 » نيك « 12 » متمشّى شد و جمعى در

--> ( 1 ) كذا فى جميع النّسخ ، و عموم مورّخين پنجاه هزار نوشته‌اند ، رجوع بقرامطهء دخويه ص 145 ، ( 2 ) كذا فى جميع النّسخ ( آ : بيست بنح ) ، ( 3 ) ح : بفرمان ، ( 4 ) كذا فى آ ، ج د ح : بفرمان ، ز : و بفرمانى ، ( 5 ) كذا فى جميع النّسخ ، اين نيز مخالف است با اقوال عامّهء مورّخين كه گويند خود قرامطه بعد از تعليق حجر مدّتى در جامع كوفه آن را بمكّه بردند و خود ايشان آن را بجاى سابقش نصب كردند ، رجوع باتّعاظ ص 129 ، و دخويه ص 145 ، ( 6 ) آ ز : قرامط ، ( 7 ) كذا فى ج ح ، آ د : دعات ، ز : عادت ( كذا ) ، ( 8 ) كذا فى آ ز ، ج : بو القسم ؟ ؟ ؟ د : بولقاسم ( كذا ) ، ح : ابو القاسم ، - بايد « بلقاسم حوشب » خواند باضافهء بلقاسم بحوشب اضافهء بنوّت برسم زبان فارسى از قبيل رستم زال و عمر و عاص ، چه حوشب نام جدّ ابو القاسم است نه نام خود او كما سيجىء ، ( 9 ) تصحيح قياسى قطعى ، آ ح : حوست ؟ ؟ ؟ ، د : خواست ، ز : حاست ، ج ندارد ، - مقصود ابو القاسم رستم بن الحسين بن فرج بن حوشب بن زاذان النّجّار الكوفى الملقّب بالمنصور است از دعاة معروف اسماعيليّه در يمن ، رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 10 ) « را » فقط در ح ، باقى نسخ ندارند ، ( 11 ) كذا فى آ ، ج ز : كارها ، د ح : كار ، ( 12 ) فقط در آ ، باقى نسخ ندارند ،